تبليغاتX
من تنها ترین تنهایم -

تنهايي ام  را با  تو قسمت مي كنم ، سهم  كمي نيست

گسترده تر از عالم  تنهايي من عالمي نيست

غم آنقدر  دارم كه مي خواهم تمام فصلها  را

بر سفره ي رنگين خود بنشانمت ، بنشين غمي نيست

هوای من بر من  مگير  اين خودستاني  را  كه بي شك

تنهاتر  از من در زمين  و آسمانت  آدمي نيست

آيينه ام را بر دهان  تك تك  ياران گرفتم

تا روشنم  شد  : در ميان  مردگان هم  همدمي نيست

همواره  چون من  نه  : فقط  يك لحظه خوب من  بينديش

لبريزي  از گفتن   ولي  در هيچ  سويت  محرمي  نيست

من قصد  نفي  بازي گل  را  و باران  را ندارم

شايد  به زخم  من كه مي پوشم  ز چشم  شهر آن را

دردستهاي  بي نهايت  مهربانش  مرهمي نيست

شايد  و يا شايد هزاران  شايد ديگر اگرچه

اينك  به گوش  انتظارم  جز  صداي  مبهمي نيس !

+ نوشته شده توسط امید در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 0:48 |


Powered By
BLOGFA.COM